|
فیلمبرداری "کیفر" در باشگاه ورزشی ادامه دارد |
|
فیلمبرداری فیلم سینمایی "کیفر" به کارگردانی حسن فتحی از فردا در یک باشگاه ورزشی حوالی خیابان ولیعصر ادامه مییابد. |
|
به گزارش خبرنگار مهر، فیلمبرداری این فیلم که فیلمبرداری آن همزمان با میلاد امام رضا (ع) آغاز شده بود، در زندان قزلحصار و کارخانه بلور سازی به پایان رسیده است و گروه از فردا راهی باشگاه مشت زنی میشوند. تا کنون جمشید هاشم پور، مصطفی زمانی، هومن برق نورد، طوفان مهردادیان و امیر حسین فتحی جلوی دوربین رفتهاند. مریلا زارعی، هانیه توسلی، امیر جعفری، جمشید هاشم پور، انوشیروان ارجمند، مینا جعفر زاده، پردیس افکاری، کیانوش گرامی، فرشید صمدپور، علیرضا نائینی، میترا تبریزی و.. بازیگران این فیلم هستند. "کیفر" که فیلمنامه آن را علیرضا نادری و حسن فتحی نوشتهاند، داستان مرد میانسالی است که به دلیل قتل یک جوان در آستانه قصاص است. خانواده وی در تلاش برای جلب رضایت اولیا دم هستند و در این رابطه مبلغی را به عنوان پول دیه جور میکنند. اما پول هنگام انتقال آن از بانک توسط چند سارق دزدیده میشود. عوامل تولید "کیفر" عبارتند از مدیر فیلمبرداری: حسین جعفریان، طراح صحنه و لباس: آتوسا قلمفرسایی، چهره پرداز: سعید ملکان، صدابردار: عباس رستگارپور، تدوین: حسن حسندوست، برنامه ریز: محمد رضا رستمی، مدیر تولید: حید معدنی، دستیار اول کارگردان: سهیل بیرقی، عکاس: علی نیک رفتار و تهیهکننده : سعید سعدی. |
سعادت دیگران بخش مهمی از خوشبختی ماست.

يكي بود يكي نبود، يك بچه كوچيك بداخلاقي بود. پدرش به او يك كيسه پر از ميخ و يك چكش داد و گفت هر وقت عصباني شدي، يك ميخ به ديوار روبرو بكوب.
روز اول پسرك مجبور شد 37 ميخ به ديوار روبرو بكوبد. در روزها و هفته ها ي بعد كه پسرك توانست خلق و خوي خود را كنترل كند و كمتر عصباني شود، تعداد ميخهايي كه به ديوار كوفته بود رفته رفته كمتر شد.. پسرك متوجه شد كه آسانتر آنست كه عصباني شدن خودش را كنترل كند تا آنكه ميخها را در ديوار سخت بكوبد .
ادامه مطلب

شعر زيباي امام رضا(ع) از گروه فيتيله جمعه تعطيله
قربون اون گنبد طلات بشم
قربون اون همه کفترات بشم
قربون گلدسته هاي خونتون
قربون اون در سقاخونتون
من غريبم، تو که مهمون نوازي
واسه زخمام تو که مرهم مي سازي
کاشکي دستام به ضريحت مي رسيد
غم و غصه از دلم پر مي کشيد
من مي خوام آهو باشم براي تو
تا تو هم هميشه ضامنم باشي
من مي خوام عطر حضور سبز تو
روي لحظه هاي خاليم بپاشي

you should read to the end
There is a good old barber in some city in the US . One day a florist
goes to him for a haircut. After the cut, he goes to pay the barber and
the barber replies: "I am sorry. I cannot accept money from you. I am
doing community service."

